شهید حسن ثقفی

 

حسن ثقفي            



نام پدر : محمود
نام مادر: فاطمه
دانشگاه : علوم پزشكي رفسنجان
مقطع تحصيلي : كارشناسي
رشته تحصيلي : پرستاري
مكان تولد : بندان-فردوس (خراسان جنوبي)
تاريخ تولد : 1347/05/17
تاريخ شهادت : 1366/02/06
سمت : بي سيم چي
مكان شهادت : بانه
عمليات : كربلاي 10


شهید حسن ثقفي، هفدهم مرداد 1347 در شهرستان فردوس به دنيا آمد. پدرش محمود و مادرش فاطمه نام داشت. دانشجوي سال سوم دوره دكترا در رشته پزشكي بود. به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. ششم ارديبهشت 1366 با سمت بي سيم چي در ماووت عراق بر اثر اصابت گلوله به سينه، شهيد شد. مزارش در گلزار شهداي امامزاده عبدالله شهرستان گرگان واقع است.

شهید حسن ثقفی فرزند محمود در سال 1347 در یکی از روستاهای استان خراسان به نام بندان از توابع شهرستان فردوس متولد شد. تحصیلات دوران ابتدائی را به علت کوچ از منطقه استان خراسان به این منطقه در روستای جهان آباد سفلی از توابع شهرستان گرگان گذراند.
وی از همان دوران کودکی از هوش و ذکاوت خاص برخوردار بود و دوران راهنمائی را در روستای عطا آباد در مدرسه راهنمائی این روستا گذراند و دوران دبیرستان را در شهرستان گرگان گذراند و از همان اوایل دوران تحصیل احکام اسلامی را انجام می داد و به اعتقادات مذهبی بسیار پای بند بود.
در مدتی که در گرگان تحصیل می کرد تحول بیشتری از نظر مذهبی در وی بوجود آمده بود و خود را آن قدر مقید به انجام فرائض دینی می دانست که حتی الامکان روزهای دوشنبه و پنج شنبه را روزه دار بود. در نمازهای جماعت و جمعه شرکت می کرد و همیشه نمازش را در مسجد می خواند. وی برخوردی بسیار خوب با دوستان و خویشان داشت و همیشه دوستان خود را دعوت به شرکت در فعالیت های مذهبی و تقوی می نمود.
وضعیت درسی و اخلاقی او در مدرسه طوری بود که تمام مسئولین و دبیران از وی رضایت کامل داشتند. در ضمن تحصیلات دبیرستانی او در مدرسه رجائی کرمان بود. مطالعات او در زمینه درسی و علمی و مذهبی بسیار خوب بود. و در مواقع تعطیلات (جمعه ها و تابستان) که به روستا می آمد در کارهای کشاورزی به خانواده خود بسیار کمک می کرد.
تمام اعمال او برای ما درس بود و با اینکه از نظر سنی پاییی تر از بقیه فرزندان بود ولی از نوعی تواضع و سادگی برخوردار بود که ما واقعاً به وجود چنین فرزندی افتخار می کردیم.
در سال 1365 در دانشگاه پرستاری رفسنجان قبول شد و بعد از اینکه یک ترم اول را امتحان داد به روستای محل سکونتش در گرگان آمد و به مدت 10 روز در این جا بود. ناگفته نماند این ده روز را وی روزه دار بود و از کسانی بود که اکثراً نماز شب می خواند.
بعد از 10 روز برای ترم دوم به رفسنجان رفت و از همان جا برای دومین بار عازم جبهه های حق علیه باطل شد و در تاریخ ۱۳۶۶/۲/۶ در عملیات کربلای 10 منطقه سپیدار بانه به شهادت رسید.
او آن طور خود را مطیع و مقلد امام عزیز می دانست که تمام احکام و دستورات ایشان را بدون چون و چرا در رابطه با همه مسائل اجرا می کرد

وصیت نامه

وصیت نامه شهید حسن ثقفي
وصيت نامه دوم شهيد حسن ثقفي
تاريخ 1366/01/27
وصيت نامه
بسم رب الشهداء و الصديقين
اين وصيت نامه ها انسان را مي لرزاند. (امام خميني)
دانشجويان عزيز سلام عليكم. اميدوارم كه راه كربلا به دست پرتوان رزمندگان اسلام آزاد گردد و شما به زيارت معصومين روان شويد. مطالب زير در روز پنجشنبه ۶۶/۱/۲۷ در اولين روز اقامتم در خط مقدم جبهه مي نويسم تنها ياد شما و محبت شما باعث شد كه يادداشتي بنويسم.
همه برادران را به تحصيل علم و دانش توصيه مي كنم و بر انجام فرائض اعم از نماز و روزه و انجام فروع دين كوتاهي نكنيد. مرا به خاطر خطاها و اشتباهاتم كه در حق شما روا داده ام ببخشيد. همبستگي شما هر چه بيشتر و بهتر شود و كينه ها را از دل بيرون كنيد و اخوت و برادري از خصلت هاي شما باشد.
از خدا بترسيد، از انجام گناهان خودداري كنيد و به خداوند و نماز توسل جوئيد تا از گناه دور باشيد اتحاد ها را هم چنان محكم نگهداريد مطيع فرامين الهي باشيد. شما را از عذاب جهنم مي ترسانم چون خودم مي ترسم و به بهشت ابدي بشارت مي دهم چون قرآن بشارت داده.
اميدوارم عمرتان را در راه كسب فضائل و نيكي ها به سر كنيد. در مراسم عزاداري سيد الشهدا و نمازهاي جمعه و جماعت حتي الامكان شركت كنيد. در پايان از شما مي خواهم برايم آمرزش بخواهيد. خداوند همه شما را ببخشايد و من نيز از شما گذشتم به اميد اينكه شما نيز از من و گناهانم بگذريد.
شايد كه پيكر من ابتدا به رفسنجان بيايد شما يك تشييع مختصري كنيد و سپس پيكر مرا به گرگان بفرستيد و اگر مقدور باشد، اگر مقدور باشد، اگر مقدور باشد يك نفر به عنوان نماينده به روستاي محل زندگي ام برود و برادرانم را به صبر توصيه كند.
از همه التماس دعا براي امام امت دارم و شما را به خداي عزيز مي سپارم.
لازم به ذكر است كه من اين مطلب را عجولانه روي كاغذ وداع نامه نوشته ام كه آن را از 5 روز كفاره به دو روز تصحيح مي كنم و بقيه مطالب درست است.
از طرف برادرتان حسن ثقفي به دانشجويان دانشكده رفسنجان و كاركنان دانشكده. (خدا نگهدار) ۶۶/۱/۲۷

وصيت نامه اول شهيد حسن ثقفي
سلام بر مهدي (عج) سلام بر امام امت، سلام بر تمامي مسلمين جهان، سلام بر ملت شهيد پرور ايران، سلام به دوستان، نزديكان و خواهران و تمامي كساني كه در مراسم تشييع جنارزه يا يادبود من شركت كرده اند.
رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَي الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
پروردگارا صبر و استقامت بر ما ارزاني دار و گام هاي ما را در مسير حق ثابت گردان و ما را در پيروزي بر اهل كفر نصرت و ياري فرما.
ايمان واقعي به رستاخيز، انسان ها را مقاوم و پايداري مي سازد كه بر عيش كودكانه دنيا پرستان لبخند تمسخر مي زنند و هيچ مشكلي را به دل راه نمي دهند و دل در گرو هيچ هدفِ محقري نمي سپارند چرا كه عرصه روح آن ها به علت پيوستن به ابديت چنان فراغ گشته است كه هدف هاي خرد و ناچيز در آن جائي براي خودنمايي پيدا نمي كند.
در زمان حاضر، انقلاب اسلامي ما عرصه پرورش چنين انسان هايي بوده و خواهد بود. انسان هايي كه معيار پست اما پر آوازه جهان كفر و استكبار را به تمسخر گرفته و ارزش هاي فراموش شده الهي و انساني را به بشريت معرفي مي كنند و طرحي نو در مي افكنند و بابي جديد در كتاب تاريخ انسان مي گشايند. باشد كه فطرت هاي خفته و مدفون در زير خروارها آلودگي و غفلت گريبان فكر و روح خود را از دست سردمداران كفر بيرون برند و لذت و سعادت آشنائي با خود كه مقدمه آشنائي با خداست را تجربه كنند و بر دل هاي زخم خورده خود مرهم ياد خدا نهند و به رستگاري و نجات ابدي نائل آيند.
« مقدمه فوق از كتاب بينش اسلامي دوم دبيرستان مي باشد. »
آن چه مرا به نوشتن اين مقدمه وا داشت مقاومت و پايداري ملت بود. ملتي كه بعد از چند سال جنگيدن خم به ابرو نياورد و ان شاء الله نخواهد آورد؛ ملتي كه دولتمردان را دل گرم مي كند و به آنان مي آموزد كه چگونه باشند؛ آري به دولت مي آموزد كه تو نيز مقاوم باش چون امروز ملت ما شايسته تحسين است و ان شاء الله قرص و محكم تا رفع فتنه در عالم خواهد ايستاد.
افتخار مي كنم به اين كه مرگ من شهادت در راه معبودم باشد، اين دعائي است كه از خدا طلب مي كردم و اميدوارم كه اين چنين باشد و آن چه مرا از مرگ مي ترساند گناهان من است. چگونه بگويم بار گناهان. از خدا مي خواهم كه مرا آمرزيده از اين جهان ببرد و از برادران و خواهران مي خواهم كه براي من طلب آمرزش كنيد از خدا بخواهيد كه مرا نزد خود بپذيرد چرا كه شهدا زنده اند و نزد خدايشان روزي مي خورند.
من نتوانستم آن گونه كه خدا گفته، باشم ولي هرگز از رحمت بي پايان الهي نا اميد نيستم. كه ان شاء الله با دعاي همگان، خداوند از گناهانم در گذرد و مرا به سوي خود بخواند.
مطالب مهم تري كه بايد به عرض اهالي محترم روستاي محل زندگي ام برسانم آن است كه بيائيم و كمي به فكر آخرت باشيم همان گونه كه اهالي اين روستا بوده اند. از اندوخته هاي اين جهان بكاهيم و به اندوخته هاي آن جهان بيفزائيم.
جوانان عزيز نيز به هوش باشند كه بهترين دوران زندگي شان را در تباهي و ذلت و پستي به سر نبرند. آن طور نباشند كه روز محشر سر به زير باشيم. ان شاء الله كه همه به اين مطالب مهم پي برده اند و بيش از اين پي خواهند برد.
برادران عزيز توجه داشته باشند كه حفظ شعائر اسلامي لازم و ضروري است. به جا آوردن نماز در وقت خود و روزه و مراسم عزاداري سيد الشهداء (ع) و تمامي احكام اسلامي نشانه موحدين است و اميدوارم برادران و خواهران به اهميت اين نكته توجه كنند. برادران و خواهران در مجالس اسلامي شركت كنند و از چيزهاي كه اسلام منع كرده بپرهيزيد نظير غيبت، دروغگوئي و ساير كردار زشت كه مايه جدائي و سپس تضعيف اسلام است خودداري كنند.
همچنين من به اهالي اين ده پيشنهاد مي كنم براي آن كه از احكام اسلامي غافل نباشند براي ده روحاني انتخاب كنيد. اگر مقدور نيست يك ماه مبارك رمضان و ده روز محرم و اربعين حسيني روحاني برگزينند. اين مجالس تقويت اسلام است و تقويت اسلام مايه افتخار ماست. عزيزان محترم و محترمه بپرهيزيد از هر چيز كه باعث تضعيف اسلام است. الحمدالله حكومت اسلامي است پس تقويت كنيد حكومت را كه مسئولين بتوانند در پيشبرد اهداف اسلامي موفق باشند.
از گناهان كبيره كه مكرر مي شنويد و خود مي دانيد بپرهيزيد. عزيزان به بزرگان احترام بگذاريد و قطع رحم نكنيد كه اين نيز گناه كبيره است و نيز از مال دنيا چيزي ندارم فقط لباسم و كتابم كه خود نيز مي دانيد چه كنيد! نماز و روزه، قضا هم دارم كه ان شاء الله به جا آوريد.
اگر مُردم يا شهيد شدم عكس من را در مسجد نصب نكنيد. در هنگام برگزاري مراسم تشييع جنازه يا سوم و يا هفتم و چهلم طوري باشد كه مزاحمت براي ديگران ايجاد نكنيد.
پروردگارا؛ آن چنان كن كه براي تو پا به عرصه هستي نهاده باشم براي تو زنده باشم و براي تو بميرم.
پروردگارا؛ شهادت مي دهم كه تو خالق هستي و يكتا رب جهاني.
پروردگارا؛ شهادت مي دهم كه محمد (ص) رسول و فرستاده و پيغمبر و خاتم الانبياء است.
پروردگارا؛ تو شاهد بودي بر احوالم. تويي تنها معبودم. در رحمت تو به روي هر كه به تو روي آورده باز است پس مهرباني در حق ما كن و گناهان ما را بپوش.
پروردگارا؛ زندگي را از زماني كه به خود انديشيدم و سپس به تو رسيدم شناختم من خيلي ناچيزم بپذير مرا و به سوي خود مرا آواز ده كه اين آرزوي من است.
پروردگارا؛ تو را دارم به هيچ كس دست گدايي دراز نمي كنم و تنها از تو مي جويم پس مرا در نزد خود جايگزين ساز.
پروردگارا؛ عشق و شوق رسيدن به تو مرا از خود بي خود كرده پس روحم را از قفس تنم برهان و به ارواح طيبه پيوند ده.
پروردگارا؛ شفاعت اهل بيت را مي طلبم پس مرا به واسطه شفاعت آنان ببخشاي و بيامرز.
خدايا خدايا تا انقلاب مهدي حتي كنار مهدي خميني را نگهدار.
برادران بخوانند فاتحه مع الاخلاص مع الصلوات.

نظرات