شهید مهدی طاووسی
نام پدر: اکبر
تاریخ تولد: 1346/09/06
محل تولد: بشرویه
تاریخ شهادت: 1365/10/04
محل شهادت: شلمچه
محل دفن: بشرویه
یگان خدمتی: بسیج
نوع شهادت: حوادث مربوط به جنگ تحمیلی
برادر شهید حسین طاووسی
پدرش اکبر، کشاورزی می کرد و مادرش سلطان نام داشت. تا اول متوسطه در رشته انسانی درس خواند. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. چهارم دی ۱۳۶۵ ، با سمت غواص در شلمچه به شهادت رسید. پیکر وی مدتی در منطقه بر جا ماند و هجدهم مرداد ۱۳۶۸ ، پس از تفحص در گلستان شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد. برادر وی حسین نیز شهید شده است.

زندگی نامهی شهید مهدی طاووسی

شهید مهدی طاووسی در سال ۱۳۴۶همزمان با سالروز ولادت با سعادت حضرت مهدی موعود (عج) در دامان مادری سیده از اولاد پیامبراکرم (ص) و پدری مومن و علاقهمند به خانواده اهل بیت عصمت وطهارت دیده به جهان گشود و به میمنت ومبارکی این ایام نام مهدی را بر او نهادند .او از همان کودکی فردی شوخ طبع و مهربان بود و به همین خاطر در بین دوستان و همکلاسان جایگاه خاصی داشت و مورد علاقه آنان واقع شد. از همان دوران کودکی و نوجوانی علاقه زیادی به خواندن کتابهای قصه و رمانهای تاریخی داشت واز هر فرصتی که به دست میآوردبه مطالعه میپرداخت.
شهید در کنار تحصیل در امورکشاورزی به پدر کمک فراوان مینمود و فردی بسیار پر تلاش و کوشا بود در مراسم اجتماعی و مذهبی خصوصاً در مراسم عزاداری سالار شهیدان فعالانه شرکت میکرد دوران کودکی و نوجوانی ایشان که همزمان با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران بود .در فضای خاص بوجود آمد آن زمان شخصیت ایشان شکل گرفت در اوایل جوانی بود که به خاطر شهادت برادر عزیزش شهید حسین طاووسی با فضای جنگ و شهادت آشنا شد و همیشه آرزوی رفتن به جبهه را در سر میپروراند ولی به خاطر کمی سن وکوچکی جثه رفتن به جبهه برایش مقدور نبود.
پس از پایان تحصیلات دوره راهنمایی در سال اول دبیرستان درس را نیمه تمام رها کرد و به کار و تلاش در امرکشاورزی در کنار پدر بزرگوارش مشغول گردید.
در این ایام برادر دیگر ایشان علی در جبهه به شدت مجروح گردید و به جمع جانبازان سرافراز کشور اسلامی پیوست که این حادثه خود اثرعجیبی بر روحیه این شهید بزرگوار گذاشت و در سن ۱۷سالگی بودکه به قصد برگرفتن اسلحه برادر شهیدش و ادامه راه آن عزیز به جبهه عزیمت نمود و از آن زمان عاشق جبهه و جنگ شد و سعی و تلاش و همت خود را در جهت پیشبرد اهداف مقدس نظام جمهوری اسلامی بکار بسته و بیشترین اولویت در زندگی را به این امور داد.
شهید در مدت کوتاهی ۴ مرتبه به جبهه اعزام شد و هر موقع که از جبهه برای دیدار خانواده برمیگشت صلابت و شجاعت خاصی در چهره ایشان نمایان بود و تحول روحی معنوی زیادی در ایشان بوجود آمده بود.آخرین مرتبهای که به جبهه اعزام شدند و به جمع غواصان لشگر پنج نصر پیوستند و پس از گذراندن آموزشهای بسیار سنگین و تحمل سختیها به عنوان نیروی خط شکن در عملیات غرور آفرین کربلای ۴ وارد منطقه نبرد شدند و پس از نبردی سنگین در چهارم دیماه ۱۳۶۵ در منطقه شلمچه جزیره ام الرصاص به آرزوی دیرینه خود که همانا شهادت بود نائل شد.
پیکر پاکش مدت ۴سال در اختیار نیروهای دشمن بعثی بود و پس از این مدت در سال ۱۳۶۹به کشورمان بازگشت در حالی که لباس رزم غواصی بر تن و لبخند رضایت برلب داشت در جوار شهیدان گلگون کفن شهرمان آرام گرفت .
«روحش شاد و راهش پر رهرو باد»
وصیت نامهی شهید مهدی طاووسی
بسم الله الرحمن الرحیم
«انا لله و انا الیه راجعون»
سلام به پیشگاه ولی عصر آقا امام زمان (عج) و با نثار صمیمانهترین سلامها به رهبرکبیر انقلاب ،رهبری که نور جاودانش از سرزمین اسلامی مقدس درخشیدن آغازکرد .تا سرزمینهای اسلامی را نورافشانی کند و برکل جهان پرتو افکند رهبری که نهضت اسلامیش از ایمان به اسلام عزیز جوشیده، گویا ستاره درخشانی بود که همچون چراغی فروزان که سوختن را از درختی مبارک که نه شرق و نه غرب است آموخت و روشنی بخشید.با سلام به پیشگاه امت شهیدپرور و خانواده محترم شهدا این چشم و چراغ روشن ملت.
پدر و مادرم آخرین سلام که به صورت نوشتهای تقدیمتان میدارم بپذیرید زیرا که این سلام با سلامهای دیگرم فرق دارد زیرا که این سلام از فرزندی که هنوز چند روز بیشتر از تاریخ تولدش نمیگذرد میباشد زیرا هنگامی که خود را در لباس مقدس بسیجی دیدم احساس دیگری در وجود خود مشاهدهکردم احساسی که عمری است از دوریش رنج میبردم.
مادرم در این صفحه سفید میخواهم از تو که عمری زحمت برایم کشیدهای و مرا در بالین گرم خویش پرورش دادهای و ایمان و استقامتی که در خود میبینم از این مهر تو بوده است و راهی را که انتخاب کردهام با ایمانی که نسبت به خدایم داشتهام و با اراده و میل گام در این راه نهادهام ان شاء… که مورد رضایت خداوندی قرار بگیرد.
و حال که با احساس خوش از این دنیای به ظاهر زیبا عروج میکنم شاد و خوشحالم که در راه اسلام و دینم جان ناقابل خویش را فدا نموده و باشد که با ریختن خون خویش قطرهای باشم بر دریای خون شهیدانی که درخت اسلام را آبیاری میکنند.
پدر و مادرم از شما خواهش میکنم که در موقع شهادت اگر چه در خود لیاقت این را نمیبینم برایم گریه نکنید زیرا مشیت خداوندی خواسته است که امانتی را که چندین سال است که در دست شماست و از او به نحو احسن نگهداری کردید باز پس گیرد.
مادر و پدر عزیزم اشکهایتان را برای امام حسین (ع)،علی اکبر(ع) و فاطمه زهرا(س) بریزید زیرا آنها بودندکه از اسلام نگه داری کردند و نگذاشتند که اسلاممان بدست راحت طلبان پایمال گردد. به خاطر زینب و مصیبتهایی که بر او وارد شده و صبر را پیشه خود میکرد گریه کنید .زینبوار صبرکنید پدر مهربانم هرگز نمیخواستم که تو را ناراحت کنم زیرا که پدری دلسوز و مؤمن و متعهد برای ما بودی و تو بودی که با روزی حلال و کار برای رضای خدا و آسایش برای فرزندان خود چندین درجه گرما را تحمل کردی و بدان که این رشادت وایمان که در وجود فرزندانت میباشد سرچشمه گرفته شده از همان زحمات تو بوده است امیدوارم که هرگز اندوهگین نشوی و چهره روحیه بخش تو همیشه شاد و خندان باشد و رضایتت در مورد من کامل باشد.
و پدر و مادرم مبادا کاری کنید که باعث شادی دشمنان گردد. مادر عزیزم غمگین مباش از اینکه مرا از دست دادی زیرا که من از این دنیا میروم تا که شاید برادرم حسین را که اگر لیاقت دیدنش را نداشتم در آن دنیا ببینم زیرا که در این دنیا هر چه انتظار کشیدم چشمم به جمالش روشن نشد مادرم میخواهم رضایت تو را جلب کنم و از این که تو را اذیت نمودم و باعث ناراحتیت گردیدم مرا ببخش و از خداوند برایم طلب مغفرت کن زیرا که بهشت زیر پای شما مادران میباشد.انشاء ا… که در بالاترین طبقات بهشت جای بگیرید و افتخارتان باد که چنین فرزندی داشتید که مردم اینگونه به دیدن حجله دامادیش آمدند و تبریکات خود را تقدیمتان میدارند و انشاءا… که در روز جزا در برابر ائمه دین سربلند باشید.
پیامی کوچک به مردم دارم اگر چه بیشتر از من میدانند ولی از آنها میخواهم که هرگز از یاد خدا غافل نشوند و همه از رهنمودهای امام عزیزمان با دل و جان پیروی کنید شیطان نفس را از خود دور کنید .برادرم عباس از تو هم رضایت میطلبم و امیدوارم در کار کشاورزی موفق باشی و این شغل عزیز را که پیامبر بوسه میزند بر دستان شما رونق بیشتری داده تا تمام احتیاج کشور برطرف گردد.
برادرم علی و حسن شما هم امیدوارم از من راضی باشید و در سنگر مدرسه بتوانید علم و تعالیم اسلامی را خوب فراگیرید تا که بر تمامی قدرت و قدرتمندان ضربه محکم وارد آورید.
از اقوام و تمامی خواهران و برادران عزیزم اگر از من ناراحتی دارند به بزرگی خودشان ببخشند من هم برای تمامی شما امت مسلمان آرزوی پیروزی دارم برادران و خواهران عزیزم رهنمودهای امام را و فرامین این بزرگوار نایب به حق امام زمان (عج) را اجرا کنید و هرگز او را کنار نگذارید زیرا همین امام بودکه اسلام حقیقی را در میان این مردم بوجودآورد و اوست که زمینه سازحکومت امام زمان (عج)میباشد.
مسئله جنگ را جدی بگیرید و تا جایی که میتوانید از جبهه رفتن دریغ ننمایید انشاء ا… از کربلا گذشتیم قدس در انتظار است مردم بدانید تا ظلم هست جنگ خواهد بود و مثل سابق برادران عزیز کاروان فرزندانتان را به جبهههای نبرد حق علیه باطل بیشتر کنید از کمک نقدی و مالی گر چه زیاد است و الحمدلله نعمات خداوندی که از طرف شما کمک میشود در جبهه زیاد است ولی باز هم سعی در بیشترکردنش داشتهباشید نماز جمعهها را بروید زیرا همین دعا و نماز است که انسان را به پیروزی میرساند ذکر خداست و یاد خداوند عزیز میباشد که دشمن را خوار و ذلیل میگرداند
دوستان عزیز و برادران مهربانم جوانان غیور هرگز نگذارید که شیطان نفس بر شما غلبه کند او را از خود برانید از همه شما دوستانم آرزو دارم که در این مدت دوستی، اگر بدی از من دیدید به بزرگی خودتان و خلوص نیتی که دارید ببخشید
درپایان از همه شما التماس دعا دارم و مجدداً خواهانم که امام عزیز را همیشه دعاگو باشید چون من امام را مسلمانی مجاهد، مجاهدی مؤمن ،مؤمنی زاهد، زاهدی عابد،عابدی متواضع ،متواضعی پیروز ،پیروزی ساکت ،ساکتی خروشان میدانم پس او را دعاکنید .
والسلام
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی (عج) خمینی را نگهدار


نظرات
ارسال یک نظر