شهید علی قاسمی کفاش
نام پدر :محمود
نام مادر: بمانه
تاریخ ولادت: ۱۰ اردیبهشت ۱۳۳۷
تاریخ شهادت: ۲۲ فروردین ۱۳۶۲
محل شهادت: فکه
نوع شهادت: حوادث مربوط به جنگ تحمیلی
عملیات شهادت: والفجرمقدماتی
«زندگي نامه ي شهيد علي قاسمي كفاش»
بسيجي شهيد علي قاسمي كفاش در سال 1337 در شهر بشرويه ديده به جهان گشود و در ميان خانوادهاي مذهبي و دوستدار اهل بيت پرورش يافته دوران ابتدايي را در زادگاهش با نمرات عالي پشت سرگذاشت اما به علت پارهاي از مشكلات موفق به ادامه تحصيل نشد و در مغازه كفاشي پدر ارجمندش مشغول به كار شد علاوه بر آن گاهي هم به كار بنايي ميپرداخت .او در اين مدت در مجالس و محافل مذهبي حضور فعال داشت بخصوص در مراسم عزاداري سيد و سرور شهيدان حضرت امام حسين (ع) دورهي جواني او مصادف بود با اوايل انقلاب.
شهيد بزگوار با شور حسيني كه در سر داشت در مراسم و راهپيماييها شركت ميكرد و ديگر اعضاي خانواده را هم براي حضور در اين مراسم فرا ميخواند و هميشه سفارش ميكرد كه امر به معروف ونهي از منكر كنيد ولي به ديگران آسيب نرسانيد و راه امام را فراموش نكنيد و با كار و كوشش خود ميهن اسلامي خود را آباد نماييد.
با شروع جنگ تحميلي آمادگي خود را براي اعزام به جبهه اعلام نمود و از طرف بسيج سپاه پاسداران به شهرستان كاشمر براي فراگيري آموزش نظامي اعزام شد و پس از اتمام دوران آموزشي به بشرويه برگشت و سپس به خيل رزمندگان پر تلاش جبههها پيوست و در كنار ديگر همرزمانش با دشمن زبون جنگيد و عاقبت در تاريخ 22/1/61 به آرزوي ديرينهاش كه شهادت در راه خدا بود رسيد .وصيت نامه كوتاه اما پر معناي او حكايت از روح بلند و ژرفاي انديشه و تفكر ناب آن شهيد بزرگوار دارد .
اميد است كه بتوانيم به وصيت اين شهيد بزرگوار وهمه شهيدان كه پشتيباني از انقلاب و ولايت است جامهي عمل بپوشانيم و لحظهاي از مدار ولايت منحرف نشويم و با قلم و قدم وزبان اين فرهنگ سرخ را محافظت و پاسداري نماييم .
«روحش شاد وراهش پررهرو باد»
متن وصيتنامه ي شهيد علي قاسمي كفاش
به نام خداوند متعال ودرود بي نهايت بر پيغمبر اسلام حضرت محمد ابن عبد ا... (ص) سلام من از دشت كوير معزز و پر بركت بر امام زمان و نايب بر حقش امام امت ،خميني كبير روحي لمقدمه الفداء.
من اينك كه پابه عرصه كارزار ميگذارم به توكل خداوند حفظ و حراست از جمهوري اسلامي كه همان خواست تمام انبياء و اولياء و اوصياء بوده و ميباشد عازم جبهه حق عليه باطل هستم .بر تو اي برادري كه در خانهات نشستهاي لازم است كه بعد از شهادت ما خون ما را نگذاريد پايمال شود.
اي كاسب كه در بازار مسلمن ادعاي اسلاميت ميكني ،اجناس خود را به چند برابر نفروش كه ما شهيدان فرداي محشر در سر پل صراط جلوي تو را خواهيمگرفت .و به تو اي معلم مدارس وصيت ميكنم كه به شاگردان جز اسلام چيز ديگري ياد ندهيد و به تو اي مؤمن مسجدي تقاضا ميكنم كه اول در شبها كه نماز به جايآوري ازدعا براي امام و رزمندگان فراموش نكني .از شما اي خطيبهاي مذهبي خواهش ميكنم كه در سر منابر وصيت ما شهيدان را گوشزد مردم كنيد و گريه براي ما اگر خواستيد بنماييد براي مظلوم كربلا گريه كنيد چون تمام مسلمانان بر غربت آن جناب گريه كردند .
اي امام جمعهي شريف ومحترم ما ،در خطبههاي نماز از كلمه تقوي براي مردم بگوييد. اي مردم به خدا قسم اگر دنيا ارزش ميداشت علي (ع) از ما لايقتر بود و او خود را به خطر نميانداخت اي ضدانقلاب همين بس كه خدا شما را وعده به جهنم و عذاب اليم داده است .
درخاتمه اي پدر بزرگوار كه مرا بزرگ كردي و آنچه خداوند فرموده بود انجام داديد مرا حلال كنيد .لازم به تذكر است بنده 3 روز روزه قرض دارم .روزه مرا رد كنيد ومدت يكسال برايم نماز قضا به جاي آوريد و لباسهايم را به فقرا بدهيد .در خاتمه سلامتي شما را از درگاه ايزد متعال خواهانم .
علي قاسمي كفاش



نظرات
ارسال یک نظر