شهید علی عسگری - عسکری



شهید علی عسگری

نام پدر :حسین

تاریخ ولادت: ۱۹ فروردین ۱۳۲۳
تاریخ شهادت: ۲ دى ۱۳۶۰
محل شهادت: گیلان غری
نوع شهادت: حوادث مربوط به جنگ تحمیلی
عملیات شهادت: طریق القدس

شهيد بزرگوار علي عسكري در يك خانواده متدين،مذهبي و با تقوا در سال 1323 در بشرويه متولد گرديد. پدر شهيد محمد حسن نام داشت و به شغل دباغي اشتغال داشت و شهيد علي عسكري در ايام نوجواني به پدر كمك مي‌كرد. شهيد فردي مهربان بود، در آن ايام عمه‌ي پير و نابينايي داشت كه اغلب براي ايشان غذا برده و از ايشان احوال پرسي مي‌كرد.
بعدها شهيد به تحصيل پرداخت و با اين كه وضعيت تحصيلي ايشان رضايت بخش بود ترك تحصيل نمود تا به خانواده براي امرار معاش بهتر كمك نمايد شهيد فردي فعال بود و اوقات فراغت كم داشت و اغلب به ديدن فاميل مي‌رفت و كارهاي مربوط به خريد خانه را نيز انجام مي‌داد و با اعضاي خانواده رابطه بسيار صميمي داشت.
 ايشان قبل از ازدواج به شغلهاي مختلف روي آورد. ومشاغلي چون نانوايي،كشاورزي و قصابي را تجربه نمود ونهايتاً به بنايي روي آورد.
شهيد بزرگوار علي عسكري از 19سالگي تا 22 سالگي خدمت نظام وظيفه را در (چهل دختر)سپري كرد .در قبال مشكلات بسيار صبوربود و به خدا توكل مي‌كرد. بعد از خدمت سربازي به توصيه پدر و مادر ازدواج كرد و شغل بنايي را انتخاب نمود به روستاها مي‌رفت و از خدمت به مردم و آباد كردن روستاها خوشحال بود.وقتي از ايشان پرسيده مي‌شد: چرا داخل شهر كار نمي‌كنيد؟مي‌گفتند: (شاه به فكر مردم روستا نيست ما بايد به آنها برسيم و موجبات رفاه و آسايش آنها را فراهم سازيم.)بعد از تشكيل جهاد سازندگي نيز با همكاري جهاد جهت ساخت مدرسه و حمام به روستاها شتافتند
شهيد علاقه‌ي وافري به ائمه‌ي اطهار و بخصوص سالار شهيدان امام حسين(ع) داشت. مراسم شبهاي احياي ماه رمضان را در مسجد عسكريه خدمت مي‌كرد و در روزهاي دهه‌ي اول محرم نيز در مراسم مذهبي شركت داشت حتي شبهاي پنجم تا دهم محرم  را در هيئت به سر مي برد تا به خدمتگزاري عزاداران بپردازد و در اين ايام و مخصوصاً روز عاشورا به سقايي عزاداران حسيني مي‌پرداخت. ايشان اكثر اوقات نماز را به جماعت مي‌خواند و نگارنده‌ي تيز شاهد بوده است كه اين شهيد بزرگوار با شهيد حيدر نژاد در احداث سالن جواديه بشرويه با سايرمؤمنين همكاري مي‌كردند. شهيدكارهايش را براي رضاي خداوند انجام مي داد. هميشه صادق بود.مشكلات راتحمل مي‌كرد. شهيد به همراه برادرش مسجد عسكريه را احداث نمود كه هم اكنون نيز براي مراسم عزاداري و مذهبي و اجتماعي از آن بهره مند مي‌شود.
شهيد علي عسكري به امام عشق مي‌ورزيد و بعد از پيروزي انقلاب به عضويت بسيج در‌آمد و معتقد بود : اين جنگ تحميلي است و بايد از نامش و شرف و دين دفاع كرد و اين تكليفي است براي همه‌ي روحيه‌ي شهادت طلبي و دفاع از ميهن اسلامي باعث شد كه ايشان نيز عازم جبهه ها شود. به گفته همراهان شهيد كه در لحظه‌ي شهادت با ايشان همراه بوده‌اند صداقت، گذشت، فداكاري، دلسوزي، تعهد در قبال جامعه و انقلاب ايمان، ايثار و احساس مسئوليت از ويژگي هاي بارز اين شهيد بوده است.
شهيد علي عسكري در منطقه قصر شيرين و در عملياتي كه با رمز يا فاطمه الزهرا(س) انجام گرفت ازناحيه پهلومجروح شد و در خطاب به همرزمانش گفت : (شما جلو برويد ومرا بگذاريد)كه نهايتاً به درجه رفيع شهادت نايل آمد . اين شهيد بزرگوار در تاريخ 1360/10/20 در سن 37 سالگي به شهادت رسيده و از ايشان يك دختر و سه پسر به يادگارمانده است.                                  «روحش شاد وراهش پررهرو باد»

 


وصيتنامه‌ي شهيد علي عسكري
«ولاتحسبن الذين قتلو في سبيل الله امواتا بل احياءعند ربهم يرزقون»
«گمان نكنيد آنها كه شهيد شده اند مرده اند بلكه زنده هستند و در نزد خدا روزي مي‌خورند.»
با درود به رهبر كبير انقلاب اسلامي و باسلام به تمام شهداي اسلام از صدر اسلام تا زمان فعلي كه در راه اسلام و نابودي كفر جان خود را از دست داده‌اند ولي به افتخاري بزرگ دست يافته‌اند.
اينك در زماني كه تمام كفر جهاني به دستورآمريكاي جنايتكار يعني صدام، يزيد كافر خاك اسلامي ما را اشغال و مورد تجاوز قرار داده‌اند با قلبي آكنده از ايمان و عشق به شهادت كه تنها آرزوي هر فرد مسلمان مي‌باشد عازم جبهه‌هاي جنگ مي‌گردم و از خداوند توفيق شهادت و پيروزي اسلام بر كفر را آرزومندم و اميدوارم كه اين انقلاب شكوهمند اسلامي را تا ظهور حضرت ولي عصر (عج) ادامه دهيم و پرچم لا اله الاالله را به دست با كفايت حضرت مهدي(عج) در سراسر گيتي به اهتزاز درآوريم و به اميد پيروزي هر چه زودتر اسلام  بر كفر جهاني.
و مادر مهربان و پدر مهربان و همسرم از شما مي‌خواهم كه اگر من لياقت شهيد شدن داشتم اظهار نگراني نكنيد. و همسرم از شما مي‌خواهم كه بچه‌ها را لباس نو بپوشانيد و هيچ ناراحت نباشيد كه اين راه الله و قرآن است
و از برادران خودم مي خواهم كه هيچ گونه ناراحتي به خودشان راه ندهند و بياد امام حسين (ع) و ابوالفضل العباس (ع) باشيد كه چگونه مبارزه كردند و شما هم راه آنها را ادامه دهيد و اول خدا و امام زمان در پايان هم شما از بچه ها فراموش نكنيد.
و من از پدر و مادر وخانواده خودم مي‌خواهم كه هروقت ياد من مي‌كنيد به ياد امام حسين و حضرت زينب سلام الله عليها باشيد. و ببينيد چگونه مبارزه كردند و براي چه شهيد شدند ما هم نيز بايد راه آنها را ادامه دهيم و مرگ حقيقت است و ما نبايد از مرگ بترسيم و از ملت شريف مي‌خواهم كه از امام خميني فراموش نكنند و راه ايشان را ادامه دهند كه اگر فراموش كرديم واي به حال ما و من را هم در جاي برادران شهيد ديگر دفن خواهيد كرد. و برادر اكبر از با سواد كردن محمد رضا فراموش نكنيد.
پدر جان و مادر جان از من راضي باشيد و من از شما مي‌خواهم در پيش مردم گريه نكنيد و رنج ما را ضايع نكنيد كه اين راه، راه امام حسين و شجاعت است.
در پايان شماها را به خداي بزرگ مي سپارم.
« خدا يار و ياور شما باشد


نظرات