نام پدر : علی تاریخ ولادت: ۲ فروردین ۱۳۴۲ تاریخ شهادت: ۷ مرداد ۱۳۶۱ محل شهادت: پاسگاه زید نوع شهادت: حوادث مربوط به جنگ تحمیلی
عملیات شهادت: رمضان
زندگينامه شهيدغلامحسين مهديان اين بار سخن از شهيدي است كه خورشيد نگاهش بهار را پيشكش تمام قاصدكها ميكرد و سخاوت دستهايش پناه بالهاي زخمي كبوتران گمشده در باد بود .شهيدي كه در سايههاي غم انگيز زندگي با تبسم و صداقت هميشگياش به روشني باغ ميانديشيد و حجم دريا را با پيمانه قلبش اندازه ميگرفت و در راه تحقق آنچه دوست ميداشت خستگي را نميشناخت . شهيد غلام حسين مهديان در سال 1342 در خانوادهاي مذهبي و متعهد به مباني اسلام و قرآن به دنياآمد. خانواده به علت علاقه شديدي كه به ساحت مقدس ابا عبد ا... الحسين (ع) داشتند فرزند متولد شده را غلامحسين نام نهادند تا از اين طريق ارادت خاص خود را به ساحت امامان معصوم نشان دهند شخصيت شهيد غلام حسين مهديان در خانوادهاي شكل ميگرفت كه در آن تلاوت آيات قرآن و پايبندي به مسائل مذهبي حاكم بود به خاطرتربيتي اينچنين از او راهرويي ساخت جهت حركت در مسيرمستقيم الهي به همين علت شهيد نيز از همان ابتدا نسبت به مسائل مذهبي علاقهمند بود به طوريكه قبل از آغاز تحصيلات دبستان جهت فراگيري قرآن به شيوة قديم به مكتب خانه رفت و به خوبي قرآن را فرا گرفت و به دليل همين علاقه شهيد به فراگيري قرآن هميشه به همراه پدر در جلسات قرآنيشركت مينمود ودر ماه مبارك رمضان در برگزاري جلسات قرآني در مساجد نقش فعالي داشت شهيد مهديان دوران تحصيلي دبستان و راهنمايي را در زادگاه خويش شهر بشرويه گذراند و با آنكه جزو دانشآموزان ممتاز نبود اما با توجه به صداقتي كه در گفتار و عطوفتي كه در رفتارش نمايان بود هميشه مورد توجه معلمين خود بود و معلمين او هميشه از رفتار وكردارش راضي بودند و صفات پسنديده در شخصيت وي را به ديده احترام مينگريستند. شهيد هميشه با همبازيها و همكلاسيهايش روابط عميق و دوستانه داشت و به تمام دوستانش با ديده احترام مينگريست. شهيد مهديان از همان آغاز تحصيل به كاركشاورزي و مسائل مربوط به كشاورزي علاقهمند بود هميشه سعي مينمود در ايام فراغت در كارهاي كشاورزي به خانواده كمك نمايد. علاقه شهيد به امركشاورزي و اعتقاد او كه كشاورزي را به عنوان محور استقلال كشور ميشمرد باعث گرديد تا وي براي ادامه تحصيل در دوره متوسطه رشته كشاورزي را انتخاب نمايد . او براي اين منظور رهسپار شهرستان بيرجند گرديد و در مركز آموزش كشاورزي بيرجند ثبت نام نمود در اين مركز نيز به دليل علاقه به فراگيري دانش كشاورزي جزء فعالترين دانشآموزان محسوب ميگرديد به طوري كه صداقت ،پشتكار و سختكوشي شهيد در بين معلمان و همكلاسيهايش زبانزد بود. شهيد در حال تحصيل در اين مركز بودكه طليعة صبح ظفر نهضت اسلامي بر بام ميهنمان پرتو افشاني نمود. شهيد تلاش زيادي همراه با ساير مردم و دوستان خويش جهت پيروزي آن از خود نشان داد و عاشقانه رهنمودهاي امام را منتشرميكرد بعدازپيروزي انقلاب اسلامي نيز محوربخشي از فعاليتهاي خود را در بسيج و انجمن اسلامي مركز متمركز نمود و يكي از فعالترين افرادي بودكه با بسيج،اين نهاد مردمي و مقدس همكاري مينمود. همزمان در دوران تحصيل با انجمن اسلامي مركز كشاورزي رابطه زيادي برقرار نمود و در راه اندازي و فعال نمودن انجمن اسلامي زحمات زيادي كشيد و همراه با آن به دليل ارادت خاصي كه نسبت به روحانيت متعهد داشت رابطة زيادي با اين قشر نيز برقرار نمود و از ارشادها و راهنماييهاي آنان در جهت فعالتر نمودن انجمن اسلامي مركز محل تحصيل خود بهره ميبرد. شهيد در فرصتهاي كوتاهي كه از محل تحصيل خود به بشرويه ميآمد به بسيج وهمكاري با اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشآموزان بشرويه ميپرداخت و بيشتر اوقات نيز به ياري پدر ميشتافت و در كارهاي كشاورزي با سخت كوشي زياد خانواده را ياور بود. شهيد مهديان از نظر مسائل اجتماعي نيز فردي متعهد بود به طوري كه در مراسم و محافل مذهبي شركت مينمود، نماز را تا ميتوانست به وقت ميخواند و نسبت به انجام فرائض خصوصاً امر به معروف و نهي از منكرتوجه خاصي داشت به طوريكه در مقابل اعمال ناشايست افراد تذكرميداد و اگرتذكرات او مثمر ثمر واقع نميشد در مقابل اعمال خلاف شرع ايستادگي مينمود و با گفتار و رفتار شايسته خود شخص را از كار خلاف برحذر ميداشت با شروع نبرد استكبار جهاني عليه انقلاب اسلامي ايران كه عده كثيري از فرزندان اين آب و خاك به پيروي از رهنمودهاي امام راحل براي نجات دين و ميهن اسلامي خويش كلاس درس و تحصيل را رهاكرده و راهي جبهههاي نور و ايمان گرديدند، شهيد مهديان نيز برحسب وظيفه و شور عاشقانهاي كه نسبت به اسلام و انقلاب در سر داشت به جبههها شتافت و جالب اينجاست زماني كه ميتوانست عازم جبهه شود براي كسب اجازه و جلب رضايت پدر كه از خرابي موتور آبي خود نگران بودند و اين موتور قديمي چون در عمق زمين قرار داشت و تعميرآن كار.آساني نبود و بسياري از اهل فن از تعمير آن عاجز بودند، شهيد به دليل علاقه و تحصيل در رشته كشاورزي و كسب مهارت زياد در اين زمينه حاضر شد. قبل از اعزام به جبهه به مدت 24 ساعت به طور مداوم به تعمير موتور پرداخته و موتور را راهاندازي نمود تا با خاطري آسودهتر بتواند به جبهه اعزام گردد. شهيد مهديان پس ازكسب آموزشهاي لازم به جبهههاي جنوب اعزام گرديد و بعد از مدت كوتاهي در عمليات رمضان در منطقة شلمچه شركت نمود و در همين عمليات بود كه شهيد از فرش زمين بسوي عرش الهي پرگشود. پيكر پاك شهيد بعد از تشييع جنازهاي باشكوه در گلزار شهداي بشرويه به خاك سپرده شد. ”روحش شاد وراهش پر رهرو باد“
وصيت نامه شهيد حسين مهديان
بسمه تعالي «يا ايتها النفس المطمئنه ارجعي الي ربك» (اي كسي كه از نفس خود مطمئن شده تو را رجعت خواهم داد) «بسم رب الشهداء و الصديقين» خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار از عمر ما بكاه و بر عمر او بيفزاي با درود فراوان به امام امت و با درود به اين ملت مسلمان و هميشه در صحنه درود بر اين ملتي كه اين همه ايثار و گذشت دارد و با درود به تمام شهداي انقلاب اسلامي. «اللهم ارزقنا شهاده خالصا في سبيلك تحت رابه نبيك مع اوليائك» اي خداي بزرگ و اي قادر متعال و اي رهنمون سبحان ما را به اسلام حقيقي و راستين كه در اين زمان امام بزرگمان ،رهبر كبيرمان، خميني بت، شكن پرچمدار آن است رهنمون باش. خدايا از تو خواستارم كه اگر شهادت را نصيبم كردي فقط به خاطر رضايت ذات مقدست باشد . بار خدايا شهادت در راه خدا و اسلام را نصيبم كن و مرا در صف شهداي اسلام قرار بده و مرا از بندگان مخلص خودت، مومنين به پيامبرت حضرت محمد (ص) و از شيعيان وليت حضرت علي (ع) و از مطيعان ولي امرت حضرت مهدي (عج) و نائب برحقش خميني عزيز قرار بده خدايا از تو ميخواهم در لحضهاي كه مرگ برايم فرا ميرسد از تمام دوستيها و عشق و محبتها جز دوستي عشق و محبت به خودت و از تمام وابستگيها جز وابستگي به خودت آزادم سازي و حال اي امام عزيز ميدانم كه تو نائب امام رمان و فرزند مقدس امام حسسين (ع) هستي اين را هم ميدانم كه نداي:هل من ناصر ينصرني براي اسلام سر دادي و من هم به نداي آسماني لبيك گفتم و حاضرم تا آخرين قطره خونم براي احياي اسلام جان فشاني كنم از شما اي امام عزيز مي خواهم در روز قيامت شفيع من باشيد و از خداي متعال برايم طلب مغفرت كنيد چون من در گذشته گناهكار و جاهل بودم و اين تو بودي كه روح تازه از اسلام بر ما دميدي. و حال اي پدر و مادر ،خواهر و برادرم و اي دوستان و بستگان اميدوارم هر بدي و رنجشي از من مشاهده كرديد مرا به بزرگواري و خوبي خودتان ببخشيد و من اين بنده حقير و كوچك خدا را حلال كنيد و براي آمرزش من دعا كنيد و ازشما پدر و مادر و خواهر و برادرم ميخواهم كه برايم قطرهاي اشك نريزيد چون ميخواهم دشمن شاد نگردد . زيرا ما اميدي به نام حضرت مهدي (عج) داريم . و اما پدر عزيزم اميدوارم مرا حلال كنيد و ببخشيد و با استقامت و شكيبايي و صبر از انقلاب اسلامي دفاع كنيد مبادا روحيهي خود را ببازيد و دشمنان اسلام را شاد كنيد و تا آنجا كه ميتوانيد از اسلام و روحانيت دفاع كنيد مبادا شما برايم اشك بريزيد چون باعث ناراحتي من ميشود و تو اي خواهرم، زينب زمان باش و با كفر مبارزه كن و تا آخرين قطرة خونت از اسلام دفاع كن. و شما اي برادرانم محمدرضا ـ جواد و هادي بهترين راه، راه خداست پوينده و جوينده اين راه باشيد و در آخر براي من حجله و مجلس سنگين عزاداري نگيريد هر چه سادهتر مراسم را برگزار نمائيد و از تمام دوستان و آشنايان حلاليت بطلبيد. همگي شما را در به خدا ميسپارم و برايتان آرزوي زندگي آرامي مينمايم و از خداي بزرگ ميخواهم به شما صبر عنايت كند و از شما ميخواهم اگر شهيد شدم مرا در گلستان شهداي بشرويه دفن كنيد و پولي هم از كسي طلبكار يا بدهكار نيستم و يكسال هم برايم نماز و روزه بگيريد و يا به كسي بگوئيد كه برايم بگيرد. لا الله الا الله محمد رسول الله علي ولي الله وصيتنامه بنده حقير و كوچك خدا حسين مهديان امضاء حسين مهديان 6/5/61
نظرات
ارسال یک نظر